به گزارش «سراج24» ماجرا به سالهای خیلی دور برمیگردد؛ سالهایی که ایران تصمیم گرفت وارد علوم مرتبط با فناوری های هستهای شود؛ هیچ کشوری تمایلی برای همکاری با تهران را نداشت و آنان نیز که جرات همکاری داشتند، با تهدید و فشار آمریکا کنار میرفتند. سالها برنامه هستهای ایران بدون رسانهای شدن در حال اجرا بود ولی توفیقات چندانی نصیب آن نمیشد تا اینکه غلامرضا آقازاده وزیر سالهای جنگ، مسئولیت برنامه هستهای کشورمان را به دست گرفت و تلاش کرد این تکنولوژی را هر طور شده است، به دست بیاورد.
درست در همان مقطع سالهای دوم خرداد، شورای عالی برای مباحث هستهآی تشکیل میشود و در یک جلسه که با حضور خاتمی بوده است، غلامرضا آقازاده خطاب به رئیسجهور میگوید « در مقطعی که خارجی ها از قابلیت هایی که ما به دست خواهیم آورد مطلع شوند، بحران به وجود خواهد آمد». در همان جلسه خاتمی تصمیم گرفت که کمیته ای تشکیل دهد و در این باره بحث کنند. اما اعضای کمیته که آقایان روحانی و خرازی بودند، آقازاده و برنامه هستهای ایران را جدی نگرفتند و علیرغم اینکه قرار بوده در تدوین طرح کمک آقازاده باشند، اما کار را به قدری بی اهمیت پنداشته بودند که حتی برای برنامهریزی وقت نگذاشتند.
همین جریان فکری که در صدد تقویت وابستگی به خارج از کشور بوده است، در عالیترین جلسه نظام، وقتی از زبان غلامرضا آقازاده میشنود که UCF آماده است و اجازه بدهید راه بیندازیم و UF6 تولید شود، با یک لبخند تمسخرآمیزی میگوید که اگر شما UF6 دربیاورید، من اسم خود را عوض میکنم. آقازاده میگوید «رهبری اما تصمیم گرفت که تعلیق را در آن مقطع برداریم. اروپاییها پیشنهاد کرده بودند که شما غنیسازی را کنار بگذارید بعد ما به شما هواپیما میدهیم و... در داخل جریاناتی دنبال این بودند که این اتفاق بیفتد و میگفتند میارزد! و برای اینکه آن را به ارزش برسانند، تلاش بچهها را تخطئه میکردند. ما می گفتیم این مذاکرات جز تحقیر فایده ای ندارد».
عدم توجه به ظرفیتهای داخلی و هیچ انگاری آن مربوط به یک روز و یک دوره و یک سال نیست. این جریان فکری در گذر زمان وجود داشتنه است ولی اثرات آن کم و زیاد بوده است. ملت ایران از یاد نمیبرد نطق 60 سال پیش رزم آرا نخست وزیر وقت ایران را که از ناتوانی ایرانیان سخن می گفت و مدعی بود «ما در این کشور عرضه ساخت یک لولهنگ را هم نداریم آن وقت...» این نوع نگاه ایران را به کشوری وابسته در تمام نیازهایش کرده بود.
اما پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی در خودباوری ملت ایران بود. دستاوردهای جنگ تحمیلی و پیشرفتهای موشکی ایران در دورانی که به کشورمان سیم خاردار نیز فروخته نمیشد، این نگاه را تقویت کرد که بایستی برای بقا، خودمان به تکنولوژی و علم روز مسلح شویم.
براساس این گزارش، توجه به ظرفیتهای داخلی نظام و عدم وابستگی به غرب موضوعی بوده است که رهبر معظم انقلاب پس از قدرت گرفتن دولت یازدهم، بارها و بارها بر آن تاکید کردند. ایشان حتی در خرداد ماه امسال و در دیدار محققان جهاد دانشگاهی به انتقاد از روحیه ما نمی توانیم پرداختند: «متأسفانه در سالهای متمادی تلاش شد تا به ایرانی تلقین شود که«نمی تواند» اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، امام بزرگوار(ره)، روحیه «ما میتوانیم» را وارد فرهنگ و ادبیات سیاسی و انقلابی کشور کرد و نتیجه آن اکنون، بصورت بروز توانایی های ملت ایران، در عرصه های گوناگون، قابل مشاهده است. با وجود تزریق روحیه خودباوری در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اما همچنان ریشه فرهنگ غلط «ما نمی توانیم» قلع و قمع نشده است و متأسفانه هنوز عده ای در زمینه های مختلف، نگاه به بیگانگان و پیشرفتهای علمی، سیاسی، نظامی و مادی آنها دارند».
اما متاسفانه این نوع نگاه در دولت یازدهم که به دولت کهن سالان نیز معروف است، بسیار جاافتاده است. با روی کار آمدن این دولت، تمام هم و غم مسئولان بر سیاست خارجی و رفع تحریمها معطوف شد. البته این شیوه کشورداری پیش از انتخابات ریاستجمهوری نیز تشریح شده بود. حسن روحانی در زمان تبلیغات انتخاباتی پیشرفتهای علمی کشور را به اقتصاد گره زد و گفت «سانتریفیوژ باید بچرخد ولی چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد». او در روزهای اول مسئولیتش، پرونده هسته ای را از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه انتقال داد تا محمدجواد ظریف به سرعت این پرونده را مختومه کند و تحریمها برداشته شود. اما دولت در کنار این مساله، هیچ توجهی به ظرفیتهای داخلی کشور نداشت. اعتقاد دولت به «ما نمیتوانیم» باعث شد تا در کشور رکودی در حوزههای علمی ایجاد شود و کشوری که در تولید علم رتبه نخست را در منطقه به دست آورده بود، دچار انفعال شود.
دولت ما نمیتوانیمها علاوه بر اینکه به کمک توسعه علمی کشور و حمایت از جوانان نیامدند، بلکه سد و مانعی در برابر آنها شدند و در جاهایی بدترین توهین ها را به ملت روا داشتند. در ادامه به نمونههای کوچکی از ناتوانیهای دولتمردان پرداخته شده است.
مسکن مهر یکی از اقدامات ارزشمند دولت دهم بود که تمام کاندیداهای ریاستجمهوری بر تداوم آن تاکید داشتند. برخی حتی ادامه آن به شیوهای بهتر را وعده می دادند. اما اکنون بیش از یکسال از آغاز دولت گذشته و نه تنها از طرح روحانی و وزرایش برای مسکن رونمایی نشده، بلکه طرح مسکن مهر نیز به گره خورده است و علیرغم تاکید مقام معظم رهبری بر انجام آن، دولت ابراز ناتوانی می کند. آخوندی وزیر راه در این زمینه گفته است «اگر تصور صاحبان مسکن مهر بر این است که دولت می تواند خانه های مهر را براساس تعهدات اولیه تحویل دهد، این امر انتظاری غیرواقعی و نشدنی است»
وزیر صنعت و تجارت نیز در برنامه تلویزیونی در مورد افزایش قیمت مرغ و احتمال رسیدن قیمت هر کیلو مرغ به ده هزار تومان، بسیار منفعلانه و خونسرد عکسالعملی نشان میدهد که «ما نمیتوانیم» قیمتها را پایین بیاوریم و قیمتها حتماً بالا میرود.
زنگنه وزیر نفت در مصاحبه تلویزیونی در پاسخ به سؤال خبرنگار مبنی بر اینکه کدامیک از فازهای پارس جنوبی امسال به بهرهبرداری میرسد میگوید: «ما نمیتوانیم» هیچکدام از فازها را به پایان برسانیم.
وزیر نیرو در رابطه با تأمین آب شرب و مشکلات آن میگوید: اگر مردم مصرف خود را 20درصد پایین نیاورند «ما نمیتوانیم» آب شرب کامل آنها را تأمین کنیم و جیرهبندی میشود.
وزیر صنعت، معدن و تجارت در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا قیمت خودرو کم میشود؟ میفرمایند «ما نمیتوانیم» قیمت خودرو را پایین بیاوریم و قیمت خودرو بالا خواهد رفت.
براساس این گزارش، ناتوانی وزرای کهن سال دولت یازدهم، اگر چه به زبان نیز نیاید، مردم در عمل متوجه آن میشوند که دولت و وزرایش نتوانسته کاری را از پیش ببرد اما گاها از کابینه دولت اظهاراتی شنیده میشود که اسنان را به یاد مدرسه پیرمردها میاندازد. به عنوان مثال وزیر صنعت که بایستی پیشگام در توسعه صنعت و دستیابی به تکنولوژی های تولید باشد، عید 93 به آلمان میرود تا بر روی گوشش عمل جراحی انجام دهد. نعمتزاده پس از بازگشت در دیدار با معاونان و مدیران وزارت صنعت شرکت کرد و در این جلسه با بیان اینکه «تکنولوژی این عمل حدود ۸۰ سال آینده به ایران خواهد رسید» عملا توانمندیهای داخلی را زیر سوال برد.
اما بی خردانهترین سخن درباره توانمندیهای داخلی در کشور را اکبر ترکان کمیسر دولت یازدهم بر زبان رانده است. او که در عصری وزیر دفاع کشور نیز بوده است در نشست تخصصی صنعت خودرو گفته که « بدون تعارف بگویم آیا در فناوری الکترونیک و یا برق و یا صنایع دیگر امکان رقابت را با محصولات کشورهای دیگر داریم؟ بگذارید با خود روراست باشیم ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم».اظهارات ترکان در حالی مطرح شده که ایران هم اکنون در بسیاری از صنایع حرف اول را در منطقه میزند. این نگاه ترکان نفوذ تفکری مانند تفکر رزمآرا را تقویت میکند.
اوج و فراز اندیشه ما نیمتوانیم و یا ما نباید بتوانیم در دولت یازدهم را میتوان در انحلال سازمان فضایی دانست. در آخرین جلسه شورای عالی اداری به بهانه کوچک سازی و چابک کردن ساختار دولت، قرار شده که «سازمان فضایی ایران و پژوهشکده های وابسته» محدود و به وزارت ارتباطات سپرده و سازمان فضایی منحل شود.
البته چابک سازی دولت بهانهای بیش برای انحلال این سازمان نیست. برخی کارشناسان معتقدند که از بین بردن این سازمان بی ارتباط با پرونده هسته ای ایران و تعهدات کشورمان درباره مباحث موشکی نیست. هر چند که دولت نیز اعتقاد چندانی به این سازمان نداشته و ندارد که فردی همچون اکبر ترکان که از وی با عنوان ابوالمشاغل دولت یاد میشود، را بر این مسند نشانده است.
این اقدام دولت «ما نمیتوانیم» در بعد خارجی بازتاب گستردهای داشته است. روزنامه آمریکایی بوستون گلوب با اشاره به این تصمیم دولت اعتدال، نوشت: «تهران، پس از صرف هزینههای سنگین و تبلیغات وسیع، ۹ ژانویه برنامه فضایی خود را تعطیل کرد. این تعطیلی بیصدا، در مطبوعات ایران چندان مورد توجه قرار نگرفت. مقامات ایران نیروی کار و داراییهای نهادهای فعال در امور فضایی را میان چهار وزارتخانه، از جمله وزارت ارتباطات و وزارت دفاع، توزیع خواهند کرد.»
براساس این گزارش، پس از به شهادت رساندن شهدای هسته ای کشور، خیل عظیمی از دانشجویان، رشته دانشگاهی خود را تغییر دادند تا بتوانند خود را برای آینده هسته ای کشور بعد از شهدای هسته ای آماده کنند ولی متأسفانه با تعلیق فعالیتهای هسته ای و از کار انداختن سانتریفیوژها توسط دولت، آن چیزی که برای این جوانان دلسوز باقی گذاشت ناراحتی و نا امیدی از آینده علمی کشور بود و بی شک این روحیه امروز در بین دانشجویانی که در رشتههای مرتبط با هوا و فضا مشغول به تحصیل میباشند نیز دیده خواهد شد. کشوری که توانسته بود موجود زنده را با تمام تحریمها و سنگ اندازیها به فضا پرتاب کند بی شک در آیندهای نه چندان دور میتوانست اولین فضانوردان ایرانی را به کره ماه نیز بفرستد. به نظر میرسد در انحلال سازمان فضایی ایران، اکبر ترکان که سمبل ما نمی توانیم در دولت یازدهم است و توانایی خاصی در تشخیص صنعت دارد، نقش بی بدیلی ایفا کرده است.
به هر روی از عمر دولت یازدهم، بیش از دو سال باقی مانده است و اگر دولت با همین دست فرمان ما نمیتوانیم پیش برود، به همان دورانی بازخواهیم گشت که ناتوان در ساختن یک آفتابه باشیم. ملت ایران هنوز یادشان نرفته آن کلیدی را که روحانی اصرار داشت در برنامه گفتگوی ویژه خبری نشان دهد. این روزها آن کلید نه تنها قفلها را نگشوده که خود دربهای باز را نیز قفل کرده است.
مقاومت در برابر دستیابی به علوم نوین در صنعت هستهای و هوافضا در حالی است که رهبر معظم انقلاب در چند دیدار خود با هیات دولت، یکی از دو اولویت اصلی دولت یازدهم را پرداختن به موضوع علم عنوان کرده و فرمودهاند: در زمینهى علم؛ ببینید ما یک حرکت پرشتابى را از حدود ده سال، یازده سال پیش به این طرف در زمینهى علم داریم؛ یک حرکت خوبى شروع شده و آنطور که من دارم میبینم و گزارشها را ملاحظه میکنم، این حرکت روزبهروز هم بیشتر شده، یعنى آن روز اوّلى که ما مسئلهى استغناى علمى و شکستن مرزهاى علم و نهضت نرمافزارى را مطرح کردیم، خود بنده هم باور نمیکردم که این همه ظرفیّت براى پیشرفت و سرعت پیشرفت وجود داشته باشد؛ بعد ناگهان دیدیم واقعاً از اطراف، مثل چشمهاى جوشید.
الان شما نگاه کنید، مراکز تحقیقاتى ما، پارکهاى علمى - فناورى ما، دانشگاههاى ما در بخشهاى مختلف، در حال جوششند؛ این باید متوقّف نشود. در زمینهى اقتصاد هم این آن چیزى است که به ما کمک اساسى خواهد کرد؛ یعنى اگر ما توانستیم کار علمى را پیش ببریم و علم را اقتصادى کنیم - که حالا اشاره خواهم کرد - قطعاً در زمینهى اقتصاد از فروش نفت و از خامفروشىهایى که داریم و مانند اینها، براى ما بسیار پر صرفهتر خواهد بود.
امسال در دیدارِ ماه رمضان - حالا یادم نیست که اساتید دانشگاه بودند، یا دانشجوها؛ در یکى از این دو دیدار - یکى از حضّار یک سخنرانىاى کرد، یک عنصرى را، یک محصولى را معرفى کرد که درآمد آن براى کشور چندین برابر - که حالا من چون یادم نمانده متأسّفانه، نمیتوانم بگویم؛ البتّه یادداشت کردهام - بیشتر از درآمد مثلاً فرض کنید که نفت ما است یا گاز ما است که اگر چنانچه روى آن محصول کار بکنیم که مشترى هم در دنیا دارد، علاقهمند هم دارد، براى ما هم مشکلات تولیدى ندارد، میتوانیم چنین درآمدهایى داشته باشیم؛ یعنى واقعاً یکى از کلیدهاى حلّ مشکلات اقتصادى و معضلات اقتصادى ما، تکیهى روى علم است.
ما باید بتوانیم در زمینهى علم، اوّلاً نگذاریم حرکت پرشتابى که امروز وجود دارد، مطلقاً کند بشود، بخصوص دولت باید به آن اهتمام بکند. عرض کردم این جزو دو اولویّت اوّلِ برنامههاى کشور است؛ یعنى بهطور ویژه روى مسئلهى پیشرفت علم باید کار بشود.
البتّه مسئول درجهى یک براى پیشرفت علم، دو وزارت علوم و بهداشتدرمان هستند؛ لکن وزارتهاى صنعتى، وزارت کشاورزى، وزارتهاى حتّى خدماتى، اینها همهشان میتوانند در این زمینه کمک بکنند و باید کمک بکنند؛ یعنى واقعاً همکارى بین دانشگاهها و بین مراکز علمى و تحقیقاتى و دستگاههاى خدماتى ما - مثل همین وزارت صنعت، وزارت راه، وزارت نفت، وزارت کشاورزى، این وزارتهاى گوناگونى که با مسائل فنّى سروکار دارند - [لازم است]؛ اینها میتوانند واقعاً مثل یک مکندهاى عمل بکنند و از درون مراکز تحقیقاتى و علمى، آن شیرهى علم را بکشند و آن دستگاه را وادار به کار و تحرّک بکنند.
البتّه اینکه عرض کردم، دو نکته است در مورد این مسائل علمى: یکى تکمیل زنجیرهى علم و فناورى است؛ یعنى این زنجیرهى از ایده و فکر و سپس علم و سپس فناورى و سپس تولید و سپس بازار را ما باید تکمیل بکنیم، والّا اگر چنانچه ما کار تحقیقاتى را کردیم، به فناورى هم رسیدیم، امّا مثلاً تولید انبوه نشد، یا بازار برایش پیشبینى نشد، این ضربه خواهد خورد؛ همهى اینها بایستى مورد توجّه قرار بگیرد و این زنجیرهى کار علمى، تا تولید و بازار بایستى دنبال بشود؛ یعنى نگاهها باید روى مجموع این زنجیره باشد؛ این یک نکته است. نکتهى بعدى هم شرکتهاى دانشبنیان؛ خوشبختانه امروز شرکتهاى دانشبنیان با تعداد خوبى، بالایى تشکیل شده و وجود دارد، هرچه میتوانید باید بروید سراغ شرکتهاى دانشبنیان. (بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت ۱۳۹۲/۰۶/۰۶)



